مقايسه خود تشابهي سرعت متوسط در دنباله دو سيلندر دايروي پشت سرهم
4146

پايش وضعيت قطعات حساس و گردنده در بالگرد تحت عنوان سيستم نمايشگر سلامت و عمر يك مسئله بسيار ضروري محسوب ميشود. در اين مقاله بمنظور پايش وضعيت گيربكس واسطه يكبالگرد نيمه سنگين، سيگنالهاي ارتعاشي حاصل از گيربكس پس از پيشپردازش، در حوزه زمان-فركانس با استفاده از تبديل بسته موجك، پردازش ميگردد. ابتدا در مرحله پيشپردازش سيگنال، بااستفاده از تكنيك ميانگينگيري سنكرون همزمان تاثيرات نويزهاي متداخل تا حد مطلوبي كاهش مييابد. در تبديل بسته موجك، با تعيين پايهي موجك مناسب (از خانواده دابوچي) ، گشتاور آماري مرتبهي چهارم (كرتوسيس 2) ضرايب حاصل از زيرباندهاي مختلف فركانسي به عنوان ويژگيهاي شاخص استخراج مي شوند. مناسب- ترين پايههاي موجك مورد بررسي، بيشترين تغييرات كرتوسيس رادر زيرباندهاي فركانسي تجزيه شده، خواهند داشت.
با توجه به اينكه در نيروگاه حرارتي بيشترين بازگشتناپذيري دربويلر صورت ميپذيرد در اين تحقيق به بررسي چگونگي كاهش بازگشت ناپذيري در بويلر جهت افزايش راندمان نيروگاه پرداخته شده است. كاهش بازگشتناپذيري با توجه به درصد هواي اضافي جهت فرايند احتراق در بويلر و دماي گازهاي خروجي از دودكش صورت پذيرفته است. جهت انجام اين تحقيق از اطلاعات سيكل نيروگاه فوق بحراني رامين اهواز استفاده شده است. نتايج نشان ميدهد كه با كاهش درصد هواي اضافي در بويلر از0/4 به 0/1 راندمان اكسرژي و راندمان حرارتي نيروگاه به ترتيب 0/37% و 0/19% افزايش مي يابند و با كاهش دماي گازهاي خروجي ازدود كش از 137 درجه به 90 درجه با 40% هواي اضافي راندمان انرژي و اكسرژي نيروگاه به ترتيب 0/84% و 2/3% افزايش مييابند. زماينكه درصد هواي اضافي و دماي گازهاي خروجي از بويلر همزمان كاهش يابند راندمان انرژي و اكسرژي نيروگاه به ترتيب 1/17% و 2/5% افزايش مي يابند در صورتيكه از هواي استوكيومتريك جهت فرايند احتراق استفاده شود و دماي گازهاي خروجي از دودكش 87درجه سانت يگراد راندمان انرژي و اكسرژي نيروگاه 1/27% و 2/63% افزايش مي يابند.
پليمرهاي حافظهدار 1 دسته اي از مواد هوشمند هستند كه به تازگي مورد توجه قرار گرفته اند. در دهه كنوني عمده فعاليتها در اين زمينه، به مدلسازي رفتار پليمرهاي حافظهدار به صورت سه بعدي مربوط ميشود. اين مدلسازيها بايد قابليت پيشبيني رفتار پيچيده اين پليمرها از جمله پديده حافظه شكلي 2 را داشته باشند. در اين مقاله با استفاده از ترموديناميك محيطهاي پيوسته و انتخاب متغيرهايداخلي 3 مناسب رفتار اين پليمرها شبيه سازي مي گردد. متغير داخلي ميتواند كرنش ذخيره شده، درصد حجمي هر فاز بر مبناي تئوري پليمرهاي چندفازي و يا كرنش ويسكوالاستيك در هر فاز باشد. درنهايت يك سيكل كامل پليمر حافظه دار مورد تحليل قرار ميگيرد. همچنين نتايج حاصل با نتايج تجربي موجود در منابع مقايسه مي- گردد
در مطالعه حاضر اثرات ريبهاي طولي بر جريان جابجايي اجباري آرام در يك مجراي منحني شكل، مورد بررسي قرار گرفته است. اندازه، تعداد و ترتيب بهينه ريب و تاثير عدد دين و شار گرماي بي بعد ديواره بررسي شده است. نتايج حاصل با نتايج موجود قبلي مقايسه شده است. نتايج نشان ميدهد كه اضافه كردن ريب به مجرا توليد آنتروپي ناشي از انتقال حرارت را كاهشمي دهد زيرا ريب باعث افزايش و تقويت گردابه هاي ثانويه شده و در نتيجه عملكرد انتقال حرارت را بهبود مي بخشد. درحاليكه به خاطر افزوده شدن ديواره هاي جامد به مجرا و در نتيجه افزايشبازگشت ناپذيريهاي اصطكاكي، توليد آنتروپي ناشي از اصطكاك افزايش مي يابد. بررسي تعداد و ترتيب ريب نشان مي دهد كه فقط افزودن ريب به ديواره گرما داده شده باعث كاهش توليد آنتروپي كل مي گردد و نمونه با يك ريب واقع در ديواره بيروني كمترين مقدار توليد آنتروپي كل را داراست
در اين مطالعه روشي براي طراحي بهينه هندسي محفظههاي تابشي با ديوارهاي پخشي-خاكستري و محيط شفاف ارائه ميشود. سطح گرمكن محفظه بصورت پارامتري توسط منحنيهاي بزير توصيفميگردد و معادلات تابش توسط روش سطوح بينهايت كوچك حل ميشود. با استفاده از الگوريتم تكامل تدريجي، هندسه محفظه مكرراً تغيير ميكند تا هندسه بهينه يافت شود. اين روش نسبت به روشمستقيم سعي و خطا، نياز به زمان كمتري داشته و جواب نهايي نيز از كيفيت بالاتري برخوردار است. كارايي اين روش با بهينه كردن هندسه يك محفظه دوبعدي با هدف ايجاد توزيع شار حرارتي مطلوب روي سطح طراحي نشان داده خواهد شد.
انرژي خورشيدي بدليل عدم آلودگي و تجديد پذير بودن بسيارمورد توجه قرار گرفته است. در اين تحقيق تاثير استفاده از نانوسيال نانوتيوب كربني چند ديواره را در حالتيكه ميزان اسيدي و بازي بودن اين نانوسيال تغيير داده ميشود بر روي كارايي كلكتورهاي صفحه تخت خورشيدي بصورت تجربي مورد بررسي قرار گرفته است. براي اين كار يك سيستم خورشيدي طراحي شده و نانوسيال ساختهشده در اين سيستم بهكار برده شده است. پساز تستگيري بر روي اين كلكتور خورشيدي و تحليل به اين نتيجه رسيده شده است كه هر چه pHنانوسيال نانوتيوب كربني چند ديواره ازpH نقطه ايزو- الكتريك نانولولهها دورتر باشد و يا نانوسيال اسيديتر و يا بازيتر باشد، ميزان تاثيرگذاري نانوسيال بر كارايي كلكتور خورشيدي بيشتر خواهد بود
اين مقاله به بررسي و تحليل ارتعاشات پيچشي شفتهاي غيريكنواخت مخروطي به روش مدلسازي هيبريدي 1 ميپردازد. روش هيبريدي يك روش تحليلي و بر اساس روش مدلسازي به كمك المانهاي گسترده و متمركزDLMT) ميباشد. ماتريس انتقال براي يك المان گسترده مخروطي محاسبه و در روشDLMT به كار گرفته ميشود. ارتعاشات پيچشي چند سيستم تحليل ميگردد. براي بررسي صحت و دقت روش ارائهشده، نتايج عددي بدست آمده از اين روش با نتايج روشهايي مانند روش اجزاء محدود و روش تحليلي ارائه شده در مقالات ديگر مقايسه ميگردد
در اين پژوهش، روش تحليلي جديدي براي تعيين مدول نانوكامپوزيت نانولوله كربن/اپوكسي ارائه شده است. مدل جديد با استفاده از روابط الاستيسيته، نانولوله كربن را به صورت تكرشته توپر با خواص ايزوتروپ عرضي معادلسازي نموده و در ادامه ناحيه فاز واسط بين نانولوله كربن و ماتريس را كه داراي پيوند واندروالس است با روابط الاستيسيته، به صورت يك محيط مادي ايزوتروپ در نظر ميگيرد. با در نظر گرفتن يك المان حجمي، يك تكرشته معادل ارائه شده و با استفاده از رابطه هالپين-تساي و كويان، مدول نانوكامپوزيت محاسبه ميگردد. نتايج حاصل از اين روش جديد، بادادههاي آزمايشگاهي متنوعي مقايسه شده و مطابقت بسيار مناسبي را نشان ميدهد. مزيت اين مدل جديد آن است كه برخلاف بسياري از مدلهاي ارائه شده، نه تنها از روابط پيچيده استفاده تش ه، بلكه بهكمك روابط الاستيسيته با سرعت بسيار بالايي به نتايجي با دقت بسيار مناسب ميرسد. مزيت ديگر اين روش جديد مطابقت با دادههاي آزمايشگاهي متنوع است، در حاليكه بسياري از مدلهاي پيشين ارائه شده تنها با داده هاي آزمايشگاهي محدود همخواني داشته اند
افزودن نانو ذرات به سيال باعث تغيير خواص ترموفيزيكي آن مي شود. براي ذرات فلزي افزايش ضريب رسانايي و لزجت سيال مورد قبول است. اين مسئله مي تواند در انتقال حرارت جابجايي بسته به نوع جريان و سيال باعث افزايش يا كاهشضريب انتقال حرارت شود. در كار حاضر از يك مدلسازي عددي براي بررسي تاثير نانو ذرات بر انتقال حرارت جابجايي آزاد در يك محفظه بسته استفاده شده است. نتايج نشان مي دهد كه در چنين جريانهاي آرامي تاثير افزايش لزجت بيشتر بوده و سرعت جريان كاهش مي يابد. در نتيجه در محدوده غلظت 2 تا 10 درصد، ضريب انتقال حرارت حدود 30 درصد كاهش مي يابد.
تعداد صفحات : 354